خواهرزادهام دوم هنرستان است و الکتروتکنیک میخواند.معمولن ایام امتحانات دروس پایه دست به دامان من می شود تا باهم بخوانیم ورفع اشکال کنیم.امروز که با هم ریاضی می خواندیم واز تصاعدها ومثلثات و ماتریس ها و... می گفتیم، نکته ای به ذهنم رسید که برای خودم جالب بود:
ایام مدرسه دروس علوم پایه برایم جذاب بود وجدا از روش مندی منطقی حاکم برآن ها،کشف مجهولات درحل مسائل مرا دچار شعف خاصی می کرد.برای همین به این دروس علاقه خاصی داشتم و بیشتر ساعاتم را در خانه صرف حل مجهولات وتمرین های سخت ونیمه سخت ریاضی وفیزیک وشیمی می کردم.هرچه بیشتر تمرین می کردم بیشتر لذت می بردم.امروز سالها از آن روزها گذشته ومن در دانشگاه علوم انسانی خواندهام واز فضای منطقی ، محکم وقانونمند علوم پایه دور شده ام.
امروز دیگر "دال " ریاضی "مدلول" منطق را برایم ندارد.وقتی یک فرمول یا مجهولی می بینم "توارد ذهنی " ام دیگر جستجوی باحرارت راه حل ، انتخاب نوع وروش حل مجهول برای رسیدن به معلوم نیست.به نظر گذشت ایام وبودن درفضای علوم انسانی-- آن هم از نوع علوم اجتماعی که ماهیتا بین رشته ای است وهرگز یک قانون ثابت در سرتاپای آن دیده نمی شود – مدلول های ذهنی ام را به هم ریخته است.
حالا دیگر توابع مثلثاتی ، تصاعدهای هندسی ، توابع نمایی ولگاریتمی و... ساختارهایی نیستند که باید محتواها را طبق یک نظم سرجایشان بنشانم تا یک قانون اثبات شود. یک معادله سینماتیک ، شارمغناطیسی، ترمودینامیک و... را که می بینم دیگرتوارد ذهنی ام یافتن راه حل نیست.بلکه تصویری است از روزهایی که سرکلاس درس فرید قبادی، عابدینی ،میرصادقی، زرسازی ،ضرغام و... می نشستیم ودریک دوی ماراتن برای حل زودتر وبهتر ومنطقی تر می تاختیم. به نظرم مفهوم ریاضی دیگر در ذهن من استحاله شده است وبه جای آن همه قانون وفرمول من به یک ساختار منطقی می اندیشم .ساختاری که درعلوم انسانی آموخته ام نباید محکم وخدشه ناپذیر باشد.امروز به این نتیجه رسیدم که "توارد ذهنی" حتی برای یک آدم، یک مفهوم استاتیک نیست بلکه از یک سیالیت برخوردار است.گذر زمان، حوادث، خاطرات و... برآن موثر است ، حتی اگر "دال "آن به سختی علوم سختی مثل ریاضیات باشد.
----------------
درتوضیح به دوستی که در پست قبلی سندی دال بر تفکیک فضاها براساس جنسیت به ویژه پارک مادر خواسته اند : هفته نامه شهروند امروز ، شماره : 45 ، 15 اردیبهشت 1387، ص 71