
سلام
دیروز فیلم اخراجیها را دیدم. علیرغم این همه سر وصدا و فروش یک میلیاردی در روز اول
به نظر فیلم قوی نمی آمد و حرف جديدي براي گفتن نداشت .شاید فضای طنز آن باعث شده تا
مردم را جذب سالن های سینما کند تا کمی بخندند...
بگذريم . . .
از زوایای مختلفی می توان این فیلم را دید و نقد کرد .
من آن را از نگاه نشانه شناسی و زبان شناسی دیدم شاید به این علت که واضح تر
از زوایای دیگر بود...
فرهنگ محاوره اي حاكم بر فیلم مربوط به الان و حداکثر دوران پس از جنگ است و ربطی
به ادبیات آن دوره ندارد. شاهد بر حرفم رزمنده هاي آن دوره و نيز مجموعه كتب فرهنگ جبهه مهدي
فهيمي است. مثلن :
امروز ۴ شنبه اس برای غافلگیر کردن اموات صلوات متن اس ام اسي بود كه حدود چند ماه
قبل منتشر شد
آسفالت كردن دهان يا صاف كردن و ... از عبارت هايي است كه جزء فرهنگ گفتاري امروز ي محسوب
می شود و به کرات در فیلم استفاده می شود .
نصب پلاکارد خیرمقدم به حاجیان بیت الله الحرام از کارهایی است که سال ها پس از جنگ رایج
شده است .
وجود دانشجوی پزشکی بدون پرداخت به ضرورت وجودش و رها کردن وی در متن داستان که نشانه ای
را حمل نمی کرد
همه و همه باعث می شود تا سئوالاتی نظیر این ها در ذهن مخاطب ایجاد شود که :
آیا وجود چند دیوار نوشته با شعارهای رایج آن دوره به تنهایی می تواند شرایط آن دوره را بازسازی کند؟
پیام حقایق را نباید با تحریف واقعیت رساند چرا که این شبهه را پیش می آورد که جنگ هم مانند
بیشتر کارهای ما بدون برنامه و به صورت هرج ومرج بوده است. در حالی که نظام حاکم بر جنگ
دیسیپلین خاصی است و چرا و چون و اگر و مگر ندارد و این سئوال را پیش می آورد که چرا نباید
لباس افراد موسوم به اخراجیها تا لحظه آخر تغییر کند؟
و . . .
حول حالنا الی احسن الحال
خيلي سعي كردم سال نو را با نق زدن شروع نكنم اما به دو علت نشد:
اول: زندگي در شرايط حاضر مملكت ما جلوي هرگونه نق نزدن را مي گيرد وآدم را وادار به انتقاد
مي كند . دوم هم اين كه خمير مايه ي من ديگر با نق زدن و انتقاد كردن شكل گرفته و صد البته كه در اين محيط رشد تصاعدي هم نموده است ! ! !
. . .
عملكرد سيما در نوروز امسال:
از چند روز به آغاز سال نو و تحويل سال ، شاهد تبليغات گسترده اي از سوي سيما براي معرفي برنامه هاي نوروزي و جلب مخاطب بوديم، به طوري كه امسال تبليغات با سال هاي پيشين از لحاظ كيفيت و كميت متفاوت بود و اين به ذهن خطور مي كرد كه امسال برنامه ها هم متفاوت خواهند بود...
نوروز هم آمد و برنامه ها شروع شد . . .
ويژه برنامه هاي تحويل سال كه هيچ تفاوتي با سال هاي گذشته به لحاظ موضوع ومحتوا نداشت و در موارد زيادي شبيه برنامه هاي ماهواره اي بود. به ويژه برنامه هاي زنده كه با مجريان شاد !!! به همان سبك ، البته بدون حركات موزون برگزار شد...
در مورد فيلم ها هم درصد زیادي از آن ها آلمانی ، چیني و ژاپنی بودند. و هراز چندگاهي هم فيلم هاي ايراني نيز مانند به نام پدر ، وقتي همه خواب بودند و... در قالب برنامه هايي مثل سينما يك و ... پخش شد.تنها ابتكار امسال توضيح يكي از شبكه ها در باره ي فيلم ها قبل از پخش آن ها توسط يك مجري ناآشنا ي بي حال بود . نكته ي مورد توجه به ويژه در مورد فيلم هاي حوزه ي آسياي شرقي عجيب و غريب بودن آن در مقايسه با فرهنگ خودي است. مثلن وجود دختر نابينايي كه مبارزي تمام عيار است و بدون استفاده از چشم وجود دشمن را در مسافت بسيار زيادي تشخيص مي دهد!
سريال بدون موضوع ترش وشيرين كه از شبكه 3 پخش شد نيز از ديگر شاهكارهاي هنري سيما بود كه فقط لات بازي و تيكه انداختن هاي بازيگراني مثل عطاران آن را جذاب كرده بود .
. . .
در ميان شبكه هاي ماهواره اي هم پي ام سي ، ايران موزيك ،مهاجر دائم شوهاي خوانندگان به اصطلاح مجاز و غير مجاز را پخش مي كرد البته پخش شوهاي جديد كه در سال هاي گذشته كمرنگ شده بود نيز به آن اضافه شده بود. اما نكته اي نبايد ناگفته بماند كه به خاطر غمگين شدن فضاي موسيقي پاپ در ايران درصد زيادتري از آهنگ ها فضاي غمگين داشتند.
. . .
اگر كسي نوروز را فقط از تلويزيون و برنامه هاي آن فهميده باشد به نظرم مفهوم واحد ومنسجمي از آن را درك نكرده است و شايد هم مفهومي غير از نوروز مثل جشنواره ي فيلم هاي مختلف يا پرستيژ هاي متفاوت مجريان و... را فهميده باشد ! ! !
مگر نه اين است كه نوروز يك سنت به جا مانده از پيشينيان ماست كه نسل به نسل به ما رسيده ،
آيا براي نسل هاي بعد ما همين مقدار كافي است كه مجموعه اي از فيلم هاي سينمايي يا حداكثر سنت پخش فيلم و شو و... را منتقل كنيم؟ با اين كار آيا نوروز را منتقل كرده ايم يا ملغمه اي از فرهنگ هاي عجيب و غريب كشورهاي مختلف دنيا در قالب اين فيلم ها را؟؟؟
كمي هم به خودمان نق بزنيم: در اين بن بست بي سوژگي كه صدا وسيما به عنوان بزرگترين داعيه دار توليد فرهنگ گير كرده است ، اگر ساخت تنها يك برنامه ي پرمخاطب در مورد نوروز را به مردم شناسان بسپارند ، چه اثري خلق خواهد شد؟ به عبارتي ما چه خواهيم كرد؟؟؟