تبليغاتX
انسان شناس

 

 

سلام

 پیشنهاد می کنم مصاحبه ی قبلی را هم بخوانید :

--------------------------

مصاحبه شماره شش– متاهل – 45 ساله ، خانه دار 5/11/1385

- من يک تحقيقي دارم راجع به نحوه ي برخورد حکومت با پوشش زنان در خيابون

واي !

- ترس نداره که تحقيقه ديگه ! شما چيزي يادتون مي اد که از اوايل انقلاب حکومت چه جوري با مردم رفتار مي کرد در اين مورد؟

حکومت شاه يا خودمون؟

- نه ، جمهموري اسلامي رو مي گم تو اين 3 دهه ي اخير

نظرات خودمو بگم ؟

- بله

خداوکيلي ؟

- خداوکيلي !

 پس اول سنم رو بپرس که بدونن مال چه زماني هستم ؟

- خب بفرماييد چند سالتونه ؟

من متولد سال 1340 هستنم در بحبوحه  انقلاب سال سوم دبيرستان بودم

– خب پس شما قطعا يادتون ميآد که اون موقع چه اتفاقاتي افتاد ؟

 بله خيلي اتفاقات افتاد و ما هم انتظارات بيشتري داشتيم که اتفاق نيافتاد

 - چرا؟

 به نظر من آزادي بش از حد که براي جوونا قائل شدند براي همين باعث بي بند وباري در مساله ي حجاب شد به خصوص خانم ها

-  حجاب اولا چه جوري بود ؟

اولا مردم مي ترسيدند

 - کي؟ مردم جووناي هم سن ما

 چرا ؟

- مي ترسيدند که مثلا حالا که انقلاب شده مي ترسيدند که شايد بخوان با سرنيزه حجاب رو برقرار کنند اما اينا اين کارو نکردند راستش رو بخواهين من دلم مي خواست اين جوري مي کردند!

- چرا ؟

 بهتر بود

 - خب ! چه جوري برخورد مي کردند اولا شما از چي الگو مي گرفتين لباس مي پوشيدين ؟

 اول انقلاب ؟

- بله

 اول انقلاب بيشتر گروهک ها به بچه ها الگو مي دادند

-  گروهک ها کي بودند ؟ احزاب سياسي بودند ؟

 آره گروهک هايي مثل سازمان مجاهدين مثل منافقين و...

- چه لباس هايي مي پوشيدند ؟

 لباساي گشادي مي پوشيدند مثل شلوار گشاد کفش کتوني روسري هاي بزرگ يا مقنعه هاي بزرگ که مي کشيدند پايين مشخصه ي اونا اين بود که چادر نداشتند

- کدوم گروه چادر داشت؟ هيچ گروهي ! به قول آقاي احمدي نژاد اوني که هيچ گروهيه ! هيچ گروهي بود متوجه اين ؟

- بله

  البته تو دبيرستان ما اين طوري بود مدير ما رو عوض کردند  مدير ما يه آدم 100 در 100 مخالف حجاب بود خودشم بي حجاب بود اسمش خانم ...

چه سالي؟

همين بعد از پيروزي که ما رفتيم مدرسه درست  اسفند ماه 57 که دوباره رفتيم مدرسه

يعني اينا بلافاصله بعد از انقلاب هم فشار نمي آوردند براي حجاب ؟

اصلا ، اصلا من يادمه تازه يه مدتي هم اخبار گوهاي زن هم بي حجاب بودند بعد مردم نامه نوشتند اعتراض کردند توي نمازجمعه که آيت الله طالقاني نماز مي خوند وگاهي هم ما مي رفتيم بعد مردم اعتراض کردند که حکومت اسلامي نبايد که اخبارگويش بي حجاب باشه اونم با اون آرايش غليظ ، يعني مردم فشار آوردند که اين اتفاق بيافتد

- مردم کيا بودند ؟

همين مردم عادي همون هاي که نمازجمعه مي رفتند به قول امام لشکر صاحب الزمان !!! اين ادماي عادي توي اون گروهک هايي که گفتين نبودند  نه  گروهک هاي اون موقع هرکاري دلشون مي خواست مي کردند خب حجاب اون گروه رو که برات گفتم بعد  يک سري هم مارکسيستي ها بودند اونا هم بلوز شلوار داشتند بعضي از دختر ا هم روسري داشتند پسراشونم که به قول امروزي ها ترو تميز بودند ريش شونو از ته مي زدند اما بازم به قول امروزي ها بچه مثبت ها ريش شونو  از ته نمي زدند اون موقع که انقلاب شده بود دبيرستان هاي دخترونه وپسرونه خوب باهم تعامل داشتند به خصوص در مورد مسائل سياسي من يادمه با بچه هاي دبيرستان پسرونه جلوه ( الان شده شهيد احمد اختري ) خيلي کار مي کرديم نمايشگاه مي ذاشتيم بچه هاشون مي اومدن تو مدرسه ي ما ، ما مي رفتيم تو مدرسه شون خيلي هم راحت بوديم چون اون حجابي که مي خواستيم رو خودمون انتخاب کرده بوديم ولي بعدها اين رژيم خيلي شل اومد !

- توي چي شل اومد  ؟

تو سفت نگه داشتن حجاب مگه اون موقع چه جوري برخورد مي کرد؟ اصلا برخوردي نمي کرد من يادمه اول انقلاب که بعد از 22 بهمن مدارس باز شد ما رفتيم مدرسه چون امام دستور داد که مدارس دليلي نداره بسته باشه من يادمه همه بي استثنا با روسري و چادر اومده بودن مدرسه بعدا يواش يواش چادرا رفتند وگروهک ها براي خودشون فعاليت کردند ومدل لباساي اونا در اومد البته اون موقع هم يادمه که اجباري نبود مثلا دوستم سلطاني مامانش هم معلم بود تا اجباري نکرده بودن بدون روسري مي اومد دبيرستان

- چه سالي؟

59

- يعني حدود يک سال حکومت با حجاب کاري نداشت ؟

اصلا ،  همه چون مي ترسيدند حجاب داشتند اما بازم مي شد محجبه ي واقعي رو تشخيص داد يعني اونايي که به خاطر ترس اين کارو نمي کردند؟ بله  خب اون موقع از کي حکومت تصميم گرفت با مساله ي بدحجابي برخورد کنه ؟ يه خرده اولش 58 ولي اوجش تو جنگ شده بود چرا؟ نمي دونم اون موقع مردم خيلي ول شده بودند من يادمه اون موقع يه برنامه ي تلويزيوني پخش مي شد البته اون موقع ساعت پخش خيلي کم بود يه برنامه اي بود از گروه فکر کنم آقاي آويني بود يه خبرنگارو نشون مي داد تو جبهه که داشت خبر مي گفت يه دفعه يه سرباز همون جا جلوي چشم خبر نگار تير مي خورد نمي دونم حالا زخمي يا شهيد مي شد بعد بلافاصله  ميدون انقلاب ما رو هم نشون مي داد که چه طور يه عده دارن نوار و مجله و ... غيرمبتذل را مي فروشند يعني اين قدر آزادي بود

- اما در تقابل با هم بود ؟

بله ، برنامه ي خوبي هم بود داشت نشون مي داد که يه عده دارند با چه وضع فجيعي مي جنگند بعد يه عده دارند با سرنوشت ما بازي مي کنند اين برنامه هاي سازنده باعث شد يه خورده اينا به خودشون اومدند.اولش خوب برخورد نکردند شايدم براي همو باشه که الان موضوع خوب جا نيافتاده

- يعني چي؟

مثلا فروشگاهي مثل فروشگاه فردوسي الان منحل شده تو خيابون فردوسي بود اون جا مي رفتي يه زنايي با قيافه هاي بدي گذاشته بودند پيرزن بودند.خودشون تو سرما وگرما لباس زياد وبا شلوار و روسري وجوراب کلفت وچادر بودند و جلوي زنان ديگه اي که با جوراب نازک مثلا مي اومدند وبا شلوار و کفش را مي گرفتند.چه به رسد به اين که مسجد بري ، قم وجاهاي زيارتي بري ...

-  ديگه چه برخوردي مي کردند؟با چيا مخالفت مي کردند؟

براي بي حجابي برخورد مي کردند به نظر من روش شون غلط بود، شايدم درست بوده

- چي مي پوشيدي ايراد مي گرفتند؟

 خب بد مي پوشيدي ايراد مي گرفتند مثلا جوراب نازک يا کفشي که جوراب پاش نبود اون طور آزاد نبود که مثلا لباس تنگ بپوشن مثل الان راهت بدن ، فيلمارو نگاه کن اون موقع رو ببين

- مد نبود يا نمي پوشيديدند؟

مد نبود اصلا اقتضاي زمانه اين طور نبود که مد بشه !

- تو ژورنالا بود مدل هاي تنگ؟

تو ژورنالا بود ولي جلوي ژورنال ها رو هم مي گرفتند.ما قبل از انقلاب هر دو هفته يک بار پست چي برامون ژورنال مي آورد تا ساليان سال بعد قطع بود.ماهواره اي نبود ، اينترنتي نبود و ... اين چيزا مال ماهواره اس.اگه با چشم خودم نديده بودم باور نمي کردم چند صباحي که داشتيم به اين رسيدم که همه ي اين چيزا مال ماهواره اس.

- بد حجابي الان با دوره شاه چه تفاوتي داره؟

 اون موقع که اصلا اجباري نبود ، هرکي دلش مي خواست مي گذاشت و هرکي نمي خواست نه ، من يکي از اون هايي بودم که با روسري و چادر بيرون مي رفتم.

- مشکلي پيش نمي اومد؟

 نه ، براي من اون زمان نه ولي قبل از من مي گفتند مورد اذيت قرار مي گرفتند.

- چرا؟

آخه شاه يه مدت سياست باز رو اتخاذ کرده بود براي همين به بي حجابي کاري نداشت.

 تو دوره ي شاه چه جاهايي خانم هاي بي حجاب يا بدحجاب رو راه نمي دادند؟

همه جا  ، مي گم که تازه مردم که با اخبارگوها و... مخالفت کردند تازه جلوشو مي گرفتند

- آهان تازه جدي شد براي حکومت ؟

من اصلا يادم نمي ياد که مثلا امام گفته باشه با بي حجابا يا بدحجابا برخورد کنيد اينا از خودشون در مي اوردند

- کيا ؟ کدوم نهاد بود که با اين مساله مبارزه مي کرد؟

 نهاد ! نه مي دوني انگار مراکز تصميم گيري مثل الان که براي بعضي کارهاست ،زياد بود

- مثلا کميته ؟

آره ،کميته خيلي شديد البته دارم مي گم که مثلا توي فروشگاهي که جاي همه بود يه عده رو مي ذاشتند که همه رو راه ندن هرجايي براي خودش تصميم مي گرفت وهمون رو اجرا مي کرد.

-  خانم هايي که مي گرفتند چه مجازات هايي براشون بود؟ زندان؟ ...؟

مجازات !؟ هيچي ! من که يادم نيست تذکر مي دادند يا راه نمي دادند ، راه ندادن بدترين مجازات بود ديگه!تو داشتي مي رفتي جريد روزانه ات رو بکني وقتي راهت ندن چي کار ميکني ؟

 -  جمع نمي کردند ببرن؟ 

نه ، ديده بودين جمع کنن ببرن؟ نه من نديدم ! اتفاقا اون موقع زماني بود که من تازه زندگيم رو شروع کرده بودم ، خيلي با مراکز خريد و اين جور جاها مي رفتم ، مثلا يه فروشگاهي بود اسمش ايران بود، اون جا ضد مردمي ترين فروشگاه بود يعني قبل از انقلاب مردم رو اون جا با حجاب راه نمي داد مي گفت چادرا گير مي کنه به پله برقي ها و خراب مي شه ، به اين بهونه زناي چادري را راه نيم دادند ولي بعد از اين برنامه ها درست برعکس اجرا مي کردند.

اون موقع ها هم سليقه اي برخورد مي کردند؟ آره الانم همين طوره ، هرکسي هرکاري دوست داره براي خودش انحام مي ده. امام اون موقع خودش رو مستقيم مثال مي زد و مي گفت اگه من بدم من بدم به اسلام مربوط نيست کارهاي خودتون رو به گردن اسلام نيندازيد ولي باز اينا نمي فهميدند.

- چرا حکومت اين کار رو مي کرد؟

 من مثلا دوره ي ميرحسين موسوي نديدم کسي با حجاب مشکل داشته باشه

- دوره ي آقاي هاشمي چه طور؟

زياد

- بگير ، بگير هم  بود؟

هميشه بگير بگير بوده

- دوره خاتمي ؟

بود هميشه بود مثلا فلکه صادقيه ميني بوس مي آوردند جمع مي کردند ومي بردند يادت نيست؟

-  من ؟ بگير بگيرهاي دوره ي خاتمي رو يادم نيست

چرا بود، منتهي زماني که فائزه هاشمي نماينده شد چون خيلي از اجازه ها رو براي خانم ها گرفت اين برخوردها کم شد ، مثلا تکواندو ورزشي بود که اول انقلاب کلا براي خانم ها جمع شد، الان خيلي ورزش ها هست که با لباس هاي پوشيده براي خانم ها وجود داره.فقط اون موقع مي دوني کيا تکواندو مي رفتند؟ خود سپاهي ها ازجمله خواهر خودم

- چرا حکومت ناگهان به بحث حجاب حساس شد؟

ناگهان ؟ نه مي گم که اولش خبري نبود ، همون مجري خانم عاطفه ... بي حجاب بود ، خيلي از شهدا به خصوص شهداي زمان جنگ توي وصيت نامه هاشون مي نوشتند دقيقا مي گفتند خانم ها حجاباشونو رعايت کنن. شعار سياهي چادر تو کوبنده تر از سرخي خون من است مال همون موقع است ديگه!

- يعني مي خواهين بگين تو دوره ي جنگ حکومت حساس تر شد؟

نه من نمي گم حکومت چنين دستوري داده بوده ، اينا برداشت هاي مردمي بود.

- مگه مردم اين قدرت رو داشتند که برن و به يکي بگن که مثلا تذکر بدن؟

تذکر که هميشه مي دادند، زمان شاه هم تذکر مي دادند.

- متلک يا تذکر؟

 نه تذکر !

 -  پس مي خواهين بگين بحث مبارزه با بدحجابي رو خود مردم شروع کردند؟

آره ، مردم خودشون زياد دامن زدند. اين وسط هم يه عده هم راستش را بخواهين منافعشون تو اين چيزا بود.

-  تو دوره ي جنگ که بي حجابا و... جمع مي کردند، ملاکشون براي اين مساله چي بود ؟

پوشيدگي کامل، اسم کسي رو نمي آوردن

- بامانتو مشکلي داشتند؟چه جور مانتويي بود ؟

نه، مانتو بلند وگشاد

- البته من فکر ميکنم که اون موقع مانتو ها همه يه جور بود؟يعني با مانتو مشکلي نداشتند؟

نه اصلا، اونموقع مانتو ها بلند وگشاد بود

-  اهان يعني با مانتو مشکلي نداشتند؟

نه الان مگه دارند

-  نه ميخوام بدونم که ملاک ومعيارشون چي بوده اون موقع؟

خوب اونموقع خيلي از دانشمندامون، مثلا دو سه بار خانم شريعتي تو تلويزين مصاحبه کرد با يه روسري خيلي معمولي، خيلي معمولي

-  خانم دکتر شريعتي؟

اره ، حتي يادم مياد روزي که ما صبحش رفتيم مدرسه، بچه هايي که يکم مذهبي بودن ، اعتراض مي کردند.اون موقع بچه ها هم اعتراض مي کردد. بچه هاي دبيرستاني،که چرا گذاشتند که يه همچين زني تو تلويزيون سخنراني کنه.

-  پس اين بحث نظام تک حزبي از کي اومد تو ايران که اين بحث جمع شد؟

کدوم تک حزبي؟

-  مگه قبلش شما نگفتيد که يه سري احزاب واين ها بودند که مردم براي پوشش به اون ها نگاه مي کردند؟

اره درسته، اون حزب ها رو برداشتند اما تک حزبي نشده هيچ موقع

-  منظورم از تک حزبي يعني اينکه، يه جوري بشه که الگوي ديگه اي مردم نداشته باشند، خوب اون موقع ازکمونيست ها، منافقين،خلق واين ها ايده مي گرفتند.

خوب اون موقع اون ها رفتندولي هميشه يه عده اي بودند که توايران چادر سرشون بوده.

-  اين بحث حجاب معياري که الان مطرح شده مثل چادر ملي ولباس ملي واينها، شما موافقش هستيد؟

نه اصلا

-  چرا؟

دوست ندارم

چرا دوست ندارين ، چون صرفا اجبار توش داره يا اينکه يه دست شدگي داره يا اين که چي داره؟

-  اولا که يدست شدگي که اصلا نداره،بعد ما چادر خودمون مگه چش بود؟

-  اصلا با يه دست شدن پوشش موافقيد؟

فکر مي کنم نه

-  چرا؟

اتفاقا امروز يه مصاحبه اي ازاستاد دانشگاهي رو تو راديو گوش مي کردم که کاملا حرفاش بنظر من دلنشين بود وخوب بود که مي گفت چون تنوع نداريم دختراي ماازروي الگوهاي خارجي تقليد ميکنن

-  تنوع منظورش چي بود؟

تنوع مدل، که اون استاد اين جور مي گفت که منم فکر مي کنم که حرفاش واقعا هم حقيقت داره

-  يعني مشکل حجاب ما مشکل همون الگوهاي متنوع است؟

اون مي گفت که اين جوريه،  مي گفت: ما ازخودمون هيچ گونه نداريم از فرهنگ غرب مي خواهيم تقليد کنيم .

-  نداريم يا اينکه مي خواستيم ناديده بگيريم؟

اون که مي گفت نداريم، من هم فکر مي کنم همين طوره

- خوب ما که خيلي تنوع لباس توايران داريم؟

تنوع لباسمون تماما الگوي خارجي ان، الگوهاي ارپايي وغربي

-  نه از اون لحاظ نمي گم، يعني الان نگاه کنيد تمام قوميت هاي ايران؟

خوب اونا رو نمي پسنديم چون انگ دهاتي گري بهش مي زنيم، اونا رو نمي پسنديم که، يه ترکمني با لباس محلي خودش راحت تو مجامع خارجي ظاهر مي شه، يا يه مجار براحتي تمام لباس خودشو به رخ همه دنيا مي کشه، اگه دقت کرده باشي يه لري هيچوقت نمي گه که من مثلا لباس لري بپوشم وبرم تو مجامع ولي زمان شاه اين چيزها بود

- چرا ؟

نمي دونم، يا براي اينکه تنوع چيزي رو به رخ جهانيان بکشن يا اينکه به قول معروف از قافله دنيا عقب نمونن، مثلا يه مهمون خارجي که مي اومد خانم ها با لباس هاي کاملا محلي از اون ها پذيرايي مي کردند.

-  ولي بعدا جمع شد؟

آره بعدا جمع شد

-  چون يه چيزي اومد که به اسم چادر يدست کرد همه رو؟

شايد

- يعني حکومت بين همه حجاب ها چادر انتخاب کرد؟

مثلا اون موقعها که جنگ بود ومير حسين موسوي هم نخست وزيربود، توي نماز جمعه هاشمي رفسنجاني گفت که ما نمي گيم که حتما چادر سر کنيد، مي گيم مي تونيد لباس رسمي مثل کت دامن(حرفاشو قشنگ يادمه،چون اون موقع من خيلي تو خط اين چيزا بودم) مي تونيد کت دامن رسمي بپوشيد ولي کاملا پوشيده نه هر هرج ومرجي ونه جلفي.(حرفاش يادمه که گفت) يه دانشمند نمي تونه توي محيط آزمايشگاه که داره با مواد مختلف سر وکله مي زنه، حتما حتما چادر سرش باشه مي تونه يه لباس پوشيده راحت تنش کنه، يعني اون تو نماز جمعه همچين حرفي رو زد ولي هيچکي گوش نکرد به حرفش

-  يعني مي خواست که يه معيار درست کنه براي مردم؟

شايد

- ولي اين معيار هيچ وقت درست نشد؟

نه اصلا، ولي چرا وقتي که ايده دانشگاه آزاد وداد همه پذيرفتند وآني هم اجرا شد واين قدرهم جا افتاده

- خوب شايد توش بحث مالي بوده! نميدونم.

 منم نمي دونم ولي من هميشه اين سوال برام هست، چون توي نماز جمعه ازمردم اجازه گرفت که دولت نمي تونه برسونه که همه جووناي ما دانشگاه برن، مردم اگر مي تونن ياري کنن ودانشگاه آزاد راه بندازيم که اسلامي، حتي اسلاميشو ايشون گذاشت که بتونيم اين غول کنکور وبراي جونامون بشکنيم که همين طورم شد وداره پيش مي ره ودرست همون جوري که اون پيش بيني کرده بود هم شد اما چرا حجاب رو نتونستند نمي دونم شايد دست هايي توش باشه !

-  دستاي چي ؟

پنهان

-  بيرون ؟

شايد، من که فکر مي کنم بيرون باشه.

-  مگه حجاب چيه مگه چه قدر مهمه ؟

خب توي قرآن خيلي مهمه

 - آهان به خاطر اين که مملکت ما اسلاميه؟

 آره شايد هم به خاطر دامن زدن به اختلافات شيعه چون توي شيعه حجاب خيلي مهمه

- اون مدل برخوردهاي کميته خيلي تاييد نمي کنيد که مجازات داشتند؟

 نه ! براي اين که فقط براي حجاب نمي گرفتند بعضي ها مغرض بودند حجاب رو هم بهش اضافه مي کردند.

- بعضي ها يعني کيا؟

بعضي ازمردم کار خودشون رو توجيه مي کردند من اينو واقعيت ديدم

-آهان يعني فکر مي کردند بايد پرده ها پاره شن، بايد گذاشت مساله با حجب وحيا حل شود؟

بله درسته، دريه مملکت بايد به مردم الگوداد.

- کار دولته؟

کارفرهنگي را بايد دولت کمک کند، يعني يک بايد جدي، چون دستش بازتره! نسبت به دولتهاي ديگر، تو همه چيز دست داره. مساله فرهنگ تو دست دولتهف چطور فيلمها را مي تواند سانسور کند، مگر مگر کتابهارا نظارت نمي کندو ... . کاربايد ازريشه درست شود. ماها که خود بخود انجام مي دهيم، مشکلي نيست. اما اون هايي که خانوادشان مشکل دارد، چوب خوانواده را مي خورند. اون مهمه! مثلا درس ديني را غول کردند براي بچه ها، ما بچه هاي اول انقلابيم. افتخار اين بود که ديني 20شديم. اما الان بچه ها به 12/13 راضي اند. خوب اين خودش کار فرهنگيه ديگه!

- يعني دولت تو اون بخش که دست خودش بود خوب عمل نکرد؟

نه داد دست يه عده اي

- کيا؟

ارگان ها، از جمله کميته! خيلي بد سليقه رفتار کردند

- يعني برخودها يکسان مديريت نمي شد؟

نه، اگر مي رفتي توي يه شرکت دولتي، بايد پوشيده مي رفتي، سليقه اي بود چون اگر مي رفتي يه شرکت خصوصي، اصلا مهم نبود با چه پوششي اومده بودي! اوايل انقلاب . البت بعضي ها هم مسخره مي کردند. حتي توي يک فروشگاه هم اين مشکلات را داشتي! يک دست نبود. اگر مشکل بود بايد براي هم مشکل بود، براي يک شرکت خصوصي مهم نبود، اما براي يک شرکت دولتي خيلي مهم بود.

- مگه کسي که حجاب نداشت چه جوري بود تو ديد مردم؟

چون باچشم خودم ديدم ، خيلي کارهاي ديگه اي مي کردند تعد وقتي اينا رو مي گرفتند و بعد توي ماشي نشون شيشه مشروب ÷يدا مي کردند ، مي گفتند به خاطر خانمي بود که بي حجاب بود وبا من بود .نمي گفتند که خودشان چه کار مي کردند. حجاب اينطوري برخورد هم داشت . توي مملکت بالاخره تنش و غيره هم بود.

- الان راضي ايد ؟

الان چون من خودم از اول چه قبل از انقلاب وچه حالا يه الگويي را رعايت کردم راضي ام ولي نه از وضع جوناي بيرون راضي نيستم.

-  بايد چه جوري باشند؟

معتدل تر ، نمي گم خيلي محدود باشند.

- وقتي هيچي براشون تعريف نشده چه طوري؟

براي ما هم همين طور تود ولي دينمون تعريف کرده .

-  خوب توي دين هم تکثر داريم

باشه توي سوره نور همه چيز رو نوشته به مردم چکار داري احتياجي نيست به مردم . خود قران هست . خيلي از حکماي ديگه هماين جوري هست فقط حجاب شکل داره

- خوب حجاب با بحث هاي ديگه قاطي شد و تبديل شده به يه مععضل ؟ نه فقط رعايت و... کلا"

بحث حجاب توي مملکت ما ، حجاب مخالف داره ، خيلي ها مي خوان اختيار ي بکنن

ما انقلاب نکرديم که هر کي دلش مي خواست انجام بده يک  سري ضوابط را بايد در دل مردم جا مي انداختند.من يادمه يه  بار با مير حسين موسوي مصاحبه کردند گفتند : آقا جمعيت داره زياد ميشه چه کار کنيم ؟ ، سرش رو انداخت پايين گفت و خجالت کشيد جواب بده . رنگ صورتش برگشت گفت مردم بايد خودشون رعايت کنند . شايد راجع به حجاب هم اينطوري برخورد کردند

-  يعني فکر کردند مسئله اي است که با حجب و حيا مي شود ؟

نميدونم، شايد فکر مي کردند مرتد است.

-  الان مي گن از لحاظ اخلاقي مشکل داره!

اون موقع دين بود! چون خيلي رفت وامد کردم توي ادارات. همه اش دلهره داشتم که اگر با مانتو برم بهتره يا چادر؟ دلهره وبلاتکليفي داشتم. مثلا مي خواستم برم امتحان راهنمايي- رانندگي برم مي مونده بودم  چه بر خوردي بايد بکنم؟

-  چه جوري برخورد شد؟

 آهان خوب چيزي يادم اومد! هيچ برخوردي ! من سال 63 گواهينامه گرفتم. تو اون مدت حتي يک بار هم نديدم کسي به کسي تذکر بده.ممتحنين هم خانم بودند.

-  يعني مي خواهين بگين خيلي از برخوردها زائيده ي ذهن مردم بود؟

نه منظورم اينه که سليقه اي بود.به ذهن مردم کاري نداشتند.هرکاري دلشون مي خواست .دست اندر کاران مساله ي حجاب با مردم هرکاري مي خواستند مي کردند به شکل کاملا سليقه ای

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 22:53 توسط سیارپور |

سلام

اگرچه کمی طولانی است ، اما بخوانید.نکات جالبی در آن هست :

قضیه از آن جا شروع شد که برای درس روش تحقیق عملی  روی شکل گیری فرایند تضاد در حوزه ی پوشش رسمی زنان  ، ( البته موضوع درست تر این بود : بررسي شکل گیری فرايند تضاد با تاکيد بر  تغيير و تحول قوانين و ممنوعيت هاي پوشش زنان در خيابان ) کار می کردم . پستم به یکی از بستگان افتاد موضوع را با ایشان به طور کلی در میان گذاشتم و بدون هیچ پیش ذهنیت با هم به گفتگو نشستیم.این مصاحبه بخشی از حرف های آن روز است.در این رابطه مصاحبه ی جالب دیگری هم دارم که آن را هم به زودی تقدیم می کنم...

-------------------

مصاحبه شماره ی پنج – متاهل – 39 ساله- پزشک ،  5/11/1385

 

-  من یک تحقیقی دارم راجع به برخورد دولت و حکومت با پوشش زنان در خیابان خیلی جاها رفتم که بتونم قوانین را استخراج کنم.اما نشد. الان هم با توجه به زمان پایان کارم باید تحقیقم را ارائه بدم.با استادم هم صحبت کردم و قرار شد فقط روی مصاحبه ها کار کنم. شاید از توی اونا چیزی در بیارم.موضوع کلی هم این بود که گفتم .شما هم در این باره هم تجربه دارید وهم در حوزه هایی از حکومت کار کردین که با بحث پوشش زنان در ارتباط بوده . چیزی یادتون می آد که بگین در باره چیزی حدود 10 الی 15 سال پیش؟

نه ، قضیه مال چیزی حدود 20الی 25 سال پیشه

-  یعنی حدود سال 60 ؟

بله ، یعنی زمانی که روسری مد شد. روسری را گره می زدند بعد یه مدتی دیگه شال مانند می انداختند روی کتف شون بعد توی خیابون پیراهن بلند مثلا می پوشیدند با روسری های آبی ، قرمز ، نارنجی و... بدون گره که کم کم  فاصله ای ایجاد شد بین اونایی که روسری های غالبا  پهن می پوشیدند و اوناییکه هیچی نداشتند.اونایی که آستین مچی خیلی بلند  می پوشیدند با اونایی که آستین حلقه ای یا کوتاه  می پوشیدند.

-  یعنی اوایل حکومت کاری نداشت؟

نه اصلا

-  این فاصله را کی کشف کرد؟

فکر کنم خود مردم ، بعد القاءات خود مردم هم این فاصله را تشدید کرد.

-  مردم کی هستند؟

ببین ! مردم اون زمان یه فرهنگی توی لباس پوشیدن داشتند که توی احزاب بود. مثلا سازمان مجاهدین که خیلی هم بودند.لباس مخصوص داشتند ما هر گروه را از روی لباساشون می شناختیم. با این که دانش آموز بودیم و مجبور بودیم روپوش سورمه ای بپوشیم .چون رنگ روشن ممنوع بود.

-  این قانون را کی قرار داد می کرد؟

توی مدارس مدیران ، مثلا می گفتند ابتدایی ها آبی یا سورمه ای حتی آستین و شلوار پاکتی ممنوع بود.راهنمایی به بالا هم سورمه ای ، قهوه ای و مشکی . روسری های خیلی بزرگ که بعضی برای فرار از گره های بزرگ جلوی آن را می دوختند. ولی خب یه فاصله ای بود عمیق بین اونایی که بی جوراب بیرون  می اومدند و اونایی که مثلا با چادر ومقنعه با کش سفت دورکله اشون می اومدند. کش دردناک و آزاردهنده ای بود.

-  این قانون لباس را از کجا در آوردند؟

قانون نبود .مثلا می رفتیم  ثبت نام یک فرم هایی تکثیر شده دست هرپدر ومادی می دادند و بعد زیرش تعهد می دادیم و امضا می کردیم .عکس یک زن را با یک مانتوی پفی و گشاد وبلند وشلوار گشادو  استین مچی با یه روسری با گره گنده یا چادر رو کشیده بودند

-  خب چی شد که این قضیه به حوزه ی حکومت کشیده شد؟

فکر کنم نوع لباس پوشیدن جریان ها و گروه ها بی تاثیر نبود. مثلا کمونیست ها اورکت با شلوار جین (مشکی یا آبی )و چریک فدایی ها با همین تیپ و یه دستمال گردن ،سازمان مجاهدین ها دو گروه بودند  میلی شیاها با پیراهن چهارخونه با شلوار جین آبی ...

-  میلی شیا چیه؟

هواداران سازمان مجاهدین اونایی که دوره های نظامی رو دیده بودند. این گروه ها و سازمان ها هرکدوم لباس تعریف شده داشتند. بچه حزب اللهی ها لباس تعریف شده نداشتند.حزب اللهی بودن به ریش بود و...

-  حزب اللهی بودن یعنی نیروهای منسوب به حکومت؟

نه ، بحث هواداری حکومت نبود. ما ابتدای کار دو تا جناح داشتیم که روی بحث حکومتی مون بودند.ابوالحسن بنی صدر و مهدی بازرگان وشاید هم سه جناح یعنی این طور نبود که منسوب به حکومتی ها حزب اللهی ها باشند. بعد از شهادت رجایی و حتی بعد از آقای مهدوی کنی که 14 ماه نخست وزیر بودند( رئیس جمهور خیلی اقتدار نداشت) وبعد از اون هم آقای هاشمی  تا دور اول ریاست جمهوری شون  حکومت یک دستی نداشت.

-  یعنی حکومت احزاب بود؟

بله ، البته جریان جنگ هم هست.یعنی توی جریان جنگ صف بندی شد و مشخص شد که این حکومت چندین دسته شدند.بنابراین نمی تونستی بگی حزب اللهی ها منسوب به حکومت بودن.اونا در یک مقطعی منسوب به خط امام بودند.

- اونا از کجا این تیپ رو می گرفتند؟و بعد چی می پوشیدند؟ امام که خودش تیپ طلبگی داشت یعنی عبا و ردا و ...

من تصورم این است، زمانی که ایشون توی پاریس یا عراق بودند، افرادی که می خواستند ایشون رو ببینند مجبور بودند از حکومت مقدار زیادی تبعیت کنند. یعنی خانم ها مجبور بودند لباس بلند بپوشن

-  یعنی از مرز بتونن خارج شن؟

بله ، خود خانم دباغ تعریف می کرد می گفت برای دیدن امام در عراق یه لباس بلند پوشیدم ایشون مبدع این قضیه بودند.با یکی از روسری های عربی از مرز رد شدم با این تصور که من عربم ولی تو فرانسه به خاطر آزادی چادر می پوشیدیم.الان هم عکس های خانم دباغ هست ایشون 2 سال تو منزل امام بودند.بعد یک لباس بلند اورکت مانند بلند تنشون است با جوراب وشلوار چند جیب و روسری بلند که همین جوری هم به ایران برمی گرده.شاید بگم یکی از الگوهای حجابی ما همین ایشون بودند.افرادی که می رفتند حضرت امام می دیدند ودر تلویزیون مناظره ی حضوری داشتند با شهید بهشتی و...

-  دوره ی شاه؟

نه بعد انقلاب

-  آهان یعنی بین امام بودند ومردم؟

بله ، الگوهای لباسی هم ایشون بودند ، خانم طباطبایی (عروس امام) و خانم مصطفوی (دختر ایشون)بودند.زنان رزمنده ی ما بودند. بعد بچه هایی که توی لبنان بودند . خانم شهید چمران بود. خانم شهید بهشتی بود مثلا تلویزیون را باز می کردیم مناظره ی رجوی با خانم دباغ بود.خب می دیدیم لباسشون رو می دیدیم.بعد ما اون دباغ رو به عنوان زن رزمنده ی منسوب به امام می شناختیم نه منسوب به حکومت.چون حکومت در یه مقطعی حتی دست فئودال ها بود.درسته آقای بازرگان برای ما یک ایده ال بود یک روشنفکر بود.شاید ایده ال ترین رجال سیاسی بود.با این حال ایشون رو منسو.ب به امام نمی دونستیم. یعنی افرادی که اومدند روی کار با امام فاصله داشتند.تا زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی

-  که اون موقع امام فوت کرده بودند؟

بله ، ابتدای فوت امام بود.

-  یعنی تشکل ها یک دست شد؟

یعنی کاملا فیلتر شد وماچیزی به نام تشکل ها نداشتیم که بخوان لباس خاصی هم داشته باشند که هرکدوم بخواهند نشانه ی یک تفکر خاص با لباس ها شون باشند.

- خب تو دوره ی آقای هاشمی بحث تک حزبی بودن مطرح شد حالا من می خوام توی حوزه ی پوشاک بررسی کنم

دیگه اون تنوع نبود.دوره اول ریاست جمهوری من دانشجو بودم . من علوم پزشکی خوندم . پذیرفتیم این مساله که باید یه دست باشیم.اساتید ما در بیمارستان بودند که حجاب رو قبول نداشتند.می آمدند یه روپوش رو دوشش شون می انداختند با یه روسری کوچک توی شهید بهشتی آزادی عمل هم بیشتر بود.در ابتدای دوره وپایان آن حجاب خیلی فرق کرده بود.

-  چی شده بود؟

من یادمه اساتید ما دکتر ازغندی بودند، دکتر راستی بودند اینا افرادی بودند که بی حجاب بودند فقط برای احترام اجتماعی یک روسری سرشون می کردند.اصلا مایل نبودند مانتو بپوشند. فقط گاهی پالتو می پوشیدند.لباس ها در این دوران یک دست تر شد

- یک دست تر شد یعنی چی؟

یعنی قانون گرفت

- کو قانونش کجاست؟

من نمی دونم ولی تو همون شهید بهشتی هم یه تابلوی یزرگی کشیدند سال 68 که من رفتم نبود ولی 72 اوج تردد من بود عکس زن با مقنعه ودیگری  چادر بود که افراد را ملزم می کرد این طوری وارد شن. بعد زمانی که بسیج دانشجویی راه افتاد با حمایت های خود آقای هاشمی به تبع اون دیگه بحث کمیته های انضباطی شکل گرفت و  اونا دیگه قانون داشتند دم هر بیمارستان ما یک برگه زده بودند که آقایون آستین کوتاه و کراوات و ... ممنوع و خانم ها مثلا مانتوی کوتاه و...

- این قوانین کجا تصویب می شد؟ کمیته انضباطی خودش قانون گذار بود و مجری ؟

من کاری به ادارات ندارم در سطح بیمارستان ها ودانشگاه حرف می زنم من خودم جز بچه های کمیته انضباطی بودم یعنی نماینده دانشجویی بودم اول ها چیزهایی که مصوب می کردیم موارد قانونی بود مثلا فلان انترن از فلان بیمارستان چیزی را دزدیده بود یا فلان کارمند در فلان بخش بیمارستان دارویی را برداشته بعد دیگه کم کم این جور موارد را گذاشتند گردن حراست دانشگاه . مثلا الکل زیاد دزدی می شد وتوی خوابگاه ها مصرف می شد و مشکلات ایجاد می کرد.این ها هم به حراست سپرده شد.بعد کمیته انضباطی ماند و گیر دادن به حجاب بچه ها و آستین پسرها و... یعنی این چیزا کم کم شکل گرفت نمی شه دنبال یک قانون مدونی رفت. من خودم جز اولین های کمیته انضباطی شهید بهشتی بودم. ولی سال فارغ التحصیلی ام 76 بود. ا.ن سالها دیگه موضوع کاراشون فقط حجاب بچه ها شده بود

- خب اون موقع معیاراشون چی بود؟

مقنعه ، چادر ، آرایش و روسری های کلفت و مانتوهایی که نازک نباشد.

-  به آرایش گیر می دادند؟

بله، شلوارهم  حتما تو پاشون باشه، چه تو بخش چه توی دانشگاه ، جوراب هم .

- کفش چی؟

کفش نه به خاطر این که کفش های ما خاص بود برای همین معضل نداشتیم.کفش های ما نرسینگ بود.مثلا دم در می ایستادند و جوراب سفیدارو راه نمی دادند بعد بچه ها کارتاشون رو عوض می کردند.کارت بچه های دندانپزشکی رو می گرفتند بچه های غیر پزشکی با کارت های ما که پزشکی بودیم می اومدند تو

- برای این که بگین اونا هم پزشکی هستند واز بیمارستان اومدند؟

بله ،

-  خب چرا جوراب سفید ممنوع بود؟

من خودم اون موقع تو کمیته انضباطی بودم ولی نمی دونم چرا ، شاید به خاطر جو اون موقع

- مگه جو چی بود؟

ببین یه نکته ای هم که هست جوراب سفید و کفش کتونی  از پوشش میلی شیا بود.

- یعنی باقیمانده ی اون تفکر بود؟

بله

-  برای همین حکومت با اینا چپ افتاده بود؟

ببین من اصلا نمی گم حکومت با ایناچپ افتاده بود.اون موقع بچه های گزینش یک سری معیارهایی داشتند که با توجه به ذهنیت ما از فرهنگ تغییر می کرد.ما بچه های گزینش ( من 3 سال هم تو گزینش سپاه بودم همزمان) بهمون گفته می شد که مثلا این تیپ لباس مال بچه های چریک فداییه شما اگه رفتین تو تحقیقات دیدین طرف مثلا فلان چیز پوشیده بود راجع به به این گروه ازش زیاد بپرسین...

- شما می خواهین بگین بحث پوشاک زنان در حوزه ی خیابون تحت تاثیر باند بازی ها ی اون موقع بود؟

من از دو زاویه نگاه کردم و این را نمی گم، دارم می گم آموزش هایی بود که تو هسته های گزینش حکومت به ما می داد به ما می گفت این لباس مال فلان گروهه و لذا ما هم این برداشت رو از جامعه مون کرده بودیم که این لباس مثلا مال فلان گروهه

- و چون حکومت مثلا با گروه مثلا اشرف دهقان مشکل داشت پس هرکسی که لباس اون گروه رو داشت باید باهاش مبارزه کرد؟

 این هم اطلاق کاملی نداشت. یک گروهی داشتیم به نام خانم طالقانی ،عینک های پهن دودی ، روسری های مثلثی که به صورت محکم بسته می شد طوری که گونه ها بیرون می زدو چادری که با کش بود و تا زیر گردن جلویش دوخته شده بودند. این بچه ها از لحاظ فکری بسیار قوی بودند ویل بزرگی در تفسیر قران داشتند اما پایه های مارکسیستی هم داشتند. لذا به طور مطلق من این را نمی توانم تایید کنم.ما توی مصاحبه ها مون نوع لباس مصاحبه شونده رو می نوشتیم.نکته ی دیگه هم این بود که من یک دوره ای با آقای بلخاری داشتم و ایشون دارای مطالعات اجتماعی هستند و چون بچه های اطلاعات هم با ایشون همکاری می کنند و قبولش دارند یک کار تحقیقاتی با ایشون ودکتر نوبخت کردیم اینا یک سری بولتن ها و بروشورها و... داشتند که مجموعه ی تیم های آمریکایی بودند برای القای یک وضعیت حجاب و از بچه های همین گروهک ها استفاده می کردند و حتی با طراحان دوخت لباس داخل وخارج  هم همکاری داشتند و مراوداتی هم داشتند که نوع لباس را مشخص می کردند. بعد این مدل ها توی میدون محسنی دیده می شد.من یک دوره هم یادم می آد که بچه های سپاه  ریختند وچند تا مزون میدون محسنی رو پلمب کردند وبورداهایی از اون جا آوردند که مثلا کله های هنرپیشه های معروف آمریکایی با مانتو های گشاد مد اون موقع ایران که تن شان بود دیده می شد.مانتوهای بلند چاک دار با مدل روسری های اون موقع. این چیزا رو هم باید در مورد حجاب در ایران در نظر گرفت. برای همون کار با آقای دکتر بلخاری اون موقع من می رفتم اداره ی اقشایم وزارت اطلاعات.

- اداره ی اقشایم چیه؟

اداره ای که از منابع مردمی اطلاعات می گرفتند. من می رفتم اون جا اون جا هم مستندات زیادی بود که دست های خارجی رو در بحث پوشش نشون می داد.

- من دنبال این هستم که چرا حکومت به مساله ی حجاب حساس شد؟

شاید همین دست هایی که تو کار بود.

- الان برای چی حساسه؟

اون موقع بحث ماهواره و اینترنت و ... نبود مثلا ویدئو جز جرایم بود چرا؟برای این که هنرپیشه ها لباس هایی می پوشیدند که فردا می شد توی خیابونا ببینی که خیلی ها پوشیدند.الان ماهواره و اینترنت خیلی حصارهای دولتی را شکسته ومن مخالفم برای این نوع برخورد دولت

- برخورد های با ماهواره و... که داره؟

بله برای این که بچه های ما یک الگو ومعیار تعریف شده از حجاب و... ندارند الگوی پذیرفته منطبق بر خواسته و فطرت شون ندارند واون چه که در ماهواره می بینند در فرهنگ شون نیست می بینی که هنرپیشه های ما دارند یک چیزی رو القا می کنند که یک کلاهک تنگی زیر سر با یک شال از روش این نمی خونه با فرهنگ ما.من خودم به عنوان یک زن خانه دار نمی پذیرم با این شال بلند کارکردن خیلی سخته

- فرض کنید که باید با این وضع اداره هم بروید و...

بله ، من راحت نیستم پس منطبق بر من وخواسته ها ی من نیست. ما الان نه راه رفتن خودمون ور بلدی مونه از چیزی که بهمون می دن می تونیم بپذیریم برای همین این قدر تضاد ها وتضارب ها زیاد شده.من به عنوان یک زن محجبه که از 9 سالگی با چادر و مقنعه هستم این مدل هایی که این ها می دهند را نمی پذیرم

- چرا؟ این نخواستن توش چی هست؟ بحث دین؟ ارزش های انقلاب یا ...؟ به هرحال حکومت روی چادر مانور داد واون رو به عنوان نماد خودشون وتفکر انقلابی در مورد زنان به کاربرد الان به عنوان یک چادری اگر بیرون بروی با تو به چشم هوادار حکومت نگاه می کنند بدون این که بدونند چه پیشینه ای داری ؟

این از قضیه ی احمدی نژاد به این طرف پیش اومده

- نه اصلا همیشه بوده

اصلا تفکر احمدی نژاد این رو القا کرد اما از زمان آقای هاشمی به عنوان ریاست جمهوری و نخست وزیری آقای مهدوی کنی زمزمه هایش بود ، اون موقع دامن کوتاه و پای بی جوراب مد بود.یادمه که می گفتند پاهاتون رو می خوان رنگ کنند.این هردوشون روحانی بودند دیگه !

- اینا از کجا می اومد؟

ببین خب یک چیزایی تو فرهنگها هست دیگه ، هیچ بخش نامه ی دولتی آقای مهدوی کنی نکرده بود .

- اون موقع که شما تو سپاه بودین به