تبليغاتX
انسان شناس

 

سلام

معمولن در کلاس زبان اتفاقاتی  می افتد و علامت سئوال بزرگی را در ذهنم ایجاد می کند.

اما  به دلایلی  ناچارم  آن را در وبلاگ مطرح نکنم . ولی این بار اتفاقی افتاد که نمی توانم از آن بگذرم.

جریان از این جا شروع شد که موضوع بحث جشن وعید و به قول فرنگی ها هالیدی و فستیوال بود.

وچون اساس این کلاس مکالمه است ، هرکسی باید بتواند نظرش را بگوید.

اول استاد گفت : بگید تو ایران چه هالیدی هایی داریم؟

بحث ها شروع شد وهرکسی هرچی به ذهنش می رسید از نوروز ویلدا و 22 بهمن و... همه را گفتند.

یکی گفت غدیر ومبعث و قربان !

استاد گفت چی؟! اینا چیه؟ اینا هالیدی نیستند.

بعد من استدلال کردم که چرا هستند. چون هم مناسبت هستند ، هم جشن و ...خلاصه قبول کرد.

گفت : راستی بچه ها فرق مبعث وغدیر چیه؟ من نمی دونم !

هیچ کس حرفی نزد.

حقیقتش مسخره ام می اومد من راجع به این موضوع حرف بزنم!!! برای همین سکوت کردم.

نگاه ها ناخود آگاه سمت من برگشت ، باور کنید از تعجب داشتم شاخ در می آوردم!اولش فکر کردم دارند مسخره ام می کنند. به روی خودم نیاوردم.

استاد ادامه داد : من مسلمونم ولی مسلمونی رو تو این چیزا نمی بینم که بخام بدونم فرق مبعث و غدیر چیه!

یکی دیگه گفت من تا حالا 3 بار رفتم مکه ، ولی منم نمی دونم! و قبول ندارم .

استاد ادامه داد منم عاشق مکه ام ! خیلی دلم می خاد برم ، ولی از این چیزا هیچی نمی فهمهم و قبول هم ندارم !

و بعد روبه من کرد وگفت : تو از همه ی ما مسلمون تری ! تو بگو فرقشون چیه ! منم با حفظ خونسردی گفتم : قبول ندارم  ، تعجب کرد وگفت : اینا رو قبول نداری؟ گفتم نه ! این که من مسلمون ترم رو می گم ! گفت آهان ، حالا بگو فرقشون چیه؟ منم جوابش رو دادم واون هم تشکر کرد ...

باور کنید از ساعت 7 تا هنوز تو شوکم!

الان یک شب مونده به عید غدیر وتلویزیون داره خودکشی می کنه و از شب عید قربان هم این بساط را راه انداخته ! تو این اوضاع ، واقعن کسی پیدا می شه که ندونه غدیر چیه؟؟!!

من که باور نمی کنم !

از تلویزیون گذشته ، این همه واحد معارف و تاریخ اسلام و ... تو دانشگاه، این همه جشن که تو مدرسه ها می گیرند، این همه جایزه که از شهرداری گرفته تا  همه جا به مناسبت هم نامی با امام علی و پیامبر تو این مناسبت ها به ملت اعطا می کنن و خلاصه با این حجم وسیع از فعالیت های تبلیغی و فرهنگی ، مگه می شه کسی باشه که این فرق رو ندونه ، اونم تو پایتخت و یه آدم مثلن تحصیل کرده!!!!

ما کجاییم؟؟؟

حقیقتش نمی تونم باور کنم.

داشتم فکر می کردم اصل قضیه اینه که بعضی وقتا ما خودمونو می زنیم به یه راه دیگه !

مثلن این که اسلام ربطی به این چیزا نداره ، یا این که من قبول ندارم اسلام یعنی این چیزا!

پس چی می مونه ؟ واسلام یعنی چی؟

نمی دونم ! در راه خدا به من عاجز کمک کنین!

اهالی محترم علوم انسانی واجتماعی !

به من بگید :  اونا جدی می گفتن؟

یا حقیقتی رو کتمان می کردن؟

یا از این چیزا فراری اند؟

یا چرا باید اسلام رو این قدر سلیقه ای و فردی کنن؟

یا ...

راستی هر جوابی که بدین بازم من خواهم پرسید چرا باید ما از یه چیزایی فرار کنیم؟( به این هم فکر کنین!)

 

راستی !

عید تون هم مبارک ...

 

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 23:34 توسط سیارپور |

سلام

نه آن كه بخواهم متفاوت باشم و نه آن كه بخواهم برخلاف مسير رود شنا كنم ونه آن كه چيزي پيدا كرده باشم كه بازهم بخواهم نقدي انسان شناسانه و يا حتي جامعه شناسانه و يا كلن علمي بنويسم و نه خودنمايي و ...نه هيچ كدام!

اگر اين چند خط را هم مي نويسم به احترام هداي عزيز است كه دعوت نمود تا اعتراف كنم:

فقط و فقط تنها دليلي كه در وب اعتراف نكردم و كسي را هم به اين كار دعوت نكردم اين بود كه معتقدم :

ذكر بدي (  از هر نوعي كه باشد فرقي ندارد ) بدي را زياد مي كند.

و همان طور كه براي نسرين عزيز هم نوشتم پرده ي حرمت فقط يك بار مي ريزد !!!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 19:59 توسط سیارپور |